اقبال يغمايى ( گردآورنده )

42

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

هاى ديگر از شما پول مىگيرند ، اسباب زندگى مرفه براى خود فراهم مىآورند و شما را از چنان زندگى پرآسايش برحذر مىدارند . . . پادشاهتان هم ( اشاره به محمد على شاه ) به صورتى ديگر شما را عذاب مىدهد و غارت مىكند و به اتكاى زور و قدرت گرانبهاترين نعمتها را كه آزادى است از شما مىربايد . خوب بينديشيد اين سوداگرى به كدام آيين و مذهب رواست كه دسترنج رنجبران را به عنف بستانند و شكنجه و ستم مكافات دهند . مگر نه اينست كه پروردگار دانا و دادگر بندگان صالحش را به مقاومت در برابر ظالمان فرمان داده است پس تا كى شكيباييد و كى به پا مىخيزيد تا سر كسانى كه آزادى و راحت را از شما سلب كرده‌اند به سنگ بكوبيد . . . « از اين دو خطر داخلى كه بگذريم خطر ثالث كه بيگانگانند باقيماندهء پولى را كه شاه و روحانيان نگرفته‌اند به نيرنگ از دستتان مىربايند ، و جاى آن پارچه هاى رنگين بىدوام پرزرق‌وبرق و چيزهاى تجملى مىدهند . حالا كه مسأله را روشن كردم و دريافتيد كه علت فقر و ذلت شما سه طايفه بيشتر نيستند : روحانيان ، درباريان ، و بيگانگان ، و از اين روست كه در ايران فقط دو جماعت روحانيان و دولتيان به آسودگى و تنعم زندگى مىكنند و صاحب سرمايه‌اند و بقيه در آتش بينوايى و بىسوادى مىسوزند . . . شما كه پاى منبر نشسته‌ايد اگر بدقت به گفته‌هاى من كه خيرخواه شما هستم گوش بدهيد وظيفهء اصلى خود را خوب تشخيص مىدهيد و مىفهميد نوبت و وقت آنست كه از خواب غفلت بيدار شويد ، بكوشيد مثل ملت هاى هشيار قوى شويد ، باسواد و دانا ، و به امور جهان واقف شويد . مثل ديگران قشون منظم و نيرومند داشته باشيد ، توپ و تفنگ براى خود آماده كنيد ، صنعت و تجارت خود را پيش ببريد و رونق دهيد . اينها شدنى است به شرط آنكه باسواد شويد . پس بايد در كشورتان مدارس باز كنيد . از كشورهاى بىطرف مانند امريكا كه نظر سياسى به ما ندارد معلم براى مدارس متوسط و دار الفنون بياوريد . . . اگر مردم باسواد شوند هرگز قبول و باور نمىكنند بيسوادى و فقر و فلاكت مردم ايران